ویرانی و بازسازی نابرابر: ایران در روزگار مغول
فتوحات مغول در بخشهای بزرگی از جهان ایرانی کشتار گسترده، کاهش جمعیت، آشفتگی مالی و آسیب به کشاورزی به بار آورد؛ اما پیامدها از منطقهای به منطقه دیگر فرق داشت و با گذر زمان دگرگون شد. این تور فتح، طاعون، فشارهای محیطی، تغییر دین، حمایت فرهنگی و بازسازی نابرابر را دنبال میکند، بیآنکه فاجعه یا بهبود را حکمی یکدست و همیشگی بداند.
شروع این روایت روی نقشه
بخش ۱
در ۱۲۰۶ تموچین با عنوان چنگیزخان برگزیده شد. پس از گسستن روابط با خوارزمشاه، سپاه مغول در ۱۲۱۹ وارد آسیای مرکزی و شرق جهان ایرانی شد. بخارا، سمرقند، مرو، نیشابور و شهرهای دیگر فتح شدند و برخی از آنها کشتارهای ویرانگری دیدند. آمارهای منابع قرون وسطی اغراقآمیز و بلاغیاند و شمار دقیق قربانیان را به دست نمیدهند، اما بزرگی ویرانی و آوارگی تردیدپذیر نیست.
- چنگیزخان — دانشنامه ایرانیکا
بخش ۲
جنگ، گریز مردم و ویرانی یا رهاشدن آبادیها در بسیاری از نواحی تولید را بهشدت کاهش داد. تأسیسات آبیاری و زمینهای کشتشده آسیب دیدند و ناامنی مالکیت و مطالبات سنگین و نامنظم، زیان روستاها را بیشتر کرد. در بعضی مناطق دامداری کوچرو نیز گسترش یافت. اینها دگرگونیهای مهم محیطی و اقتصادی بودند، نه نشانه ناتوانی کوچنشینان در فهم آبیاری و نه دلیل بیابانیماندن همیشگی همه سرزمینهای آسیبدیده.
- اقتصاد ۵: از فتح عرب تا پایان ایلخانان، بخش دوم — دانشنامه ایرانیکا
بخش ۳
سعدی در سده گسترش مغول زیست، اما سفرنامهای که بعدها به او نسبت داده شد بخشهای نامطمئن دارد و نمیتوان آن را گزارشی از دیدن تکتک شهرهای ویران دانست. بوستان در ۱۲۵۷ و گلستان در ۱۲۵۸ پدید آمدند. حکایتها و اندرزهای فشرده این دو اثر از عدالت، رفتار، آسیبپذیری و قدرت میگویند؛ اهمیت تاریخیشان نیازی ندارد آنها را برنامهای یگانه برای درمان تمدنی زخمخورده بنامیم.
- سعدی — دانشنامه ایرانیکا
- گلستان سعدی — دانشنامه ایرانیکا
بخش ۴
شیراز با سازش با فرمانروایان پیاپی از سرنوشت شماری از شهرهای شرقی دور ماند و یکی از کانونهای مهم ادبی شد. حافظ در سده چهاردهم و در میانه بیثباتی پس از ایلخانان در همین شهر میزیست. غزلهای او شراب، عشق، دینداری، ریا و دیر مغان را آگاهانه با معناهای لغزان به کار میگیرند. تعبیر این ابهام بهعنوان عادتی همیشگی در روان ملی یا بقای رمزی یک آموزه باستانی، از آنچه شعر و زندگینامه او با اطمینان نشان میدهند فراتر میرود.
- حافظ ۱: مروری کلی — دانشنامه ایرانیکا
- حافظ ۲: زندگی و روزگار حافظ — دانشنامه ایرانیکا
بخش ۵
حکومت ایلخانی در گذر نسلها دگرگون شد. غازان در ۱۲۹۵ به اسلام گروید و به دیوانیان مسلمان تکیه کرد؛ دربار نیز از تاریخنگاری فارسی، کتابآرایی، معماری و ارتباط با دیگر بخشهای اوراسیا پشتیبانی کرد. اصلاحات مالی و پولی او پس از دههها آشفتگی در پی ساماندادن حکومت بود، اما نه مالیاتستانی اجباری را از میان برد و نه همه مناطق را یکسان بهبود داد.
- ایلخانان ۱: تاریخ دودمانی — دانشنامه ایرانیکا
- غازانخان محمود — دانشنامه ایرانیکا
بخش ۶
پس از مرگ ابوسعید در ۱۳۳۵، ایلخانان از هم گسستند و خاندانهای رقیب بر نواحی گوناگون فرمان راندند. طاعون در اواخر دهه ۱۳۴۰ به جهان ایرانی رسید و ضربه جمعیتی دیگری وارد کرد که اندازه محلی آن بهسادگی سنجیدنی نیست. برخی شهرها، راهها و کشتزارها جان گرفتند؛ برخی دیگر کندتر بازسازی شدند یا اهمیت پیشین خود را از دست دادند. بنابراین فرمانروایی مغول پیامدهای عمیق انسانی، مالی و محیطی داشت، اما هیچ روایت یکخطی از زوال همیشگی سراسر ایران را توضیح نمیدهد.
- چوپانیان — دانشنامه ایرانیکا
- اقتصاد ۵: از فتح عرب تا پایان ایلخانان، بخش دوم — دانشنامه ایرانیکا