ایران و چین در جاده ابریشم: دو هزار سال پیوند
روابط ایران و چین در جاده ابریشم: از سفیران اشکانی و هان تا ساسانیان و تانگ، پیروز سوم در چانگآن، بازرگانان سغدی و پیوند ایلخانان و یوان.
باز کردن نقشه تعاملی
ایران و چین در جاده ابریشم: نگاهی کلی
ایران و چین در دو سر راههای خشکیای قرار داشتند که آسیا را به هم میپیوست، و نزدیک به دو هزار سال در جاده ابریشم با یکدیگر داد و ستد کردند، سفیر فرستادند و از هم آموختند. سالنامههای چینی سرزمین اشکانیان را «آنشی» مینامیدند که احتمالاً از نام دودمانی «ارشک» گرفته شده بود، و بعدها ایران را «بوسی»، برگرفته از «پارس»، خواندند. بازرگانان، راهبان، پناهندگان و پیشهوران ایرانیزبان کالاها و اندیشهها را به شرق بردند؛ ابریشم و کاغذ چینی، و بعدها چینیآلات و شیوههای دیوانی، به غرب راه یافت.
خود اصطلاح «جاده ابریشم» نوساخته است و فردیناند فون ریشتهوفن، جغرافیدان آلمانی، آن را در ۱۸۷۷ میلادی ساخت. این جاده هرگز راهی یگانه نبود، بلکه شبکهای دگرگونشونده از راههای کاروانی و دریایی بود، و جایگاه ایران بر سر این راهها آن را هم میانجی و هم شریک میکرد. بیشتر دانستههای ما از تاریخهای رسمی دودمانهای چین میآید که سفارتهای بیگانه را به زبان «خراجگزاری» ثبت میکردند؛ منابع ایرانی کمتر سخن گفتهاند و باستانشناسی، سکهها و کتیبهها بسیاری از خلأها را پر میکنند.
اشکانیان و چین هان: سفیران، تخم شترمرغ و یک راهب
تماس مستقیم با جانگ چیان، فرستاده دربار هان، آغاز میشود که مأموریتهایش در آسیای میانه در حدود ۱۳۸ تا ۱۱۵ پیش از میلاد نخستین گزارشهای معتبر درباره آنشی را به دربار چین رساند. بنا بر «یادداشتهای مورخ بزرگ» نوشته سیما چیان، هنگامی که سفارتی از هان در حدود دهه ۱۱۰ پیش از میلاد به سرزمین اشکانیان رسید، شاه اشکانی سپاهی بزرگ از سواران را به پیشواز آن در مرز شرقی فرستاد (شمار آنان را ۲۰ هزار گفتهاند که احتمالاً اغراقآمیز است) و بعدها فرستادگانی با تخم شترمرغ و هنرنمایان چیرهدست به چین روانه کرد. تسلط اشکانیان بر راههای میان چین و مدیترانه آنان را به میانجیان بازرگانی ثروتمندی بدل کرد.
همین نقش ماجرای نامداری را رقم زد. در ۹۷ میلادی، بان چائو، سردار هان، افسر خود گان یینگ را به غرب فرستاد تا به «داچین»، یعنی جهان روم، برسد. گان یینگ به دریایی در غرب، احتمالاً خلیج فارس، رسید و دریانوردان اشکانی به او هشدار دادند که گذر از دریا ممکن است تا دو سال به درازا بکشد؛ او بازگشت. «تاریخ هان متأخر» بهتلویح میگوید که اشکانیان میخواستند بازرگانی ابریشم را در دست خود نگه دارند؛ این خوانشی پذیرفتنی است، اما همچنان یک تفسیر است. داد و ستد فرهنگی نیز در کار بود: در حدود ۱۴۸ میلادی، شاهزادهای اشکانی که راهب شده بود و در چینی «آن شیگائو» نام داشت به لوئویانگ رسید و از نخستین مترجمان متون بودایی به زبان چینی شد.
سغدیان: بازرگانان ایرانی میان دو جهان
هیچ گروهی به اندازه سغدیان ایران و چین را به هم نپیوست؛ مردمی ایرانیزبان که کانونشان سمرقند و بخارا در ازبکستان امروز بود. دستکم از سده چهارم میلادی، آنان شبکهای بازرگانی از کوچنشینها در سراسر حوضه تاریم و شمال چین برپا کرده بودند. «نامههای کهن سغدی» که در نزدیکی دونهوانگ یافته شده و معمولاً به حدود ۳۱۳ میلادی تاریخگذاری میشوند، نامههایی خصوصی و بازرگانیاند که از ویرانی لوئویانگ در ۳۱۱ میلادی و گرفتاریهای بازرگانانِ دور از خانه خبر میدهند.
سغدیان در خدمت دولتهای چینی کاروانسالار، مترجم، سرباز و کارگزار بودند. آرامگاههای سران جامعه سغدی در شیآن، مانند آرامگاههای آن جیا و شی جون (ویرکک) از حدود ۵۷۹ تا ۵۸۰ میلادی، قالبهای تدفین چینی را با نگارههایی برگرفته از آیین زرتشتی درآمیختهاند. زبان سغدی زبان مشترک بازرگانی آسیای میانه شد و سغدیان در بردن اندیشههای زرتشتی، مانوی، بودایی و مسیحی به شرق نقش داشتند. این برجستگی رنگ سیاسی نیز داشت: آن لوشان، سرداری با تباری تا اندازهای سغدی که شورشش در ۷۵۵ میلادی پایههای دودمان تانگ را لرزاند، پرورده همین جهان مرزی بود.
ایران ساسانی و چین تانگ: سفارتها، سیم و آیینها
تاریخهای چینی از سفارتهای ساسانی به دربار وی شمالی از ۴۵۵ میلادی و بعدها به دودمانهای دیگر خبر میدهند. باستانشناسی این پیوند را تأیید میکند: بیش از هزار سکه سیمین ساسانی در چین یافته شده، بهویژه در راههای تورفان و شمال غربی، همراه با ظرفهای سیمین و شیشههایی به سبک ساسانی. نقشمایههای پارچههای ساسانی، مانند جانوران جفت درون قابهای مرواریدنشان، در ابریشمهای آسیای میانه و چین تقلید شد.
در روزگار دودمان تانگ که در ۶۱۸ میلادی بنیاد نهاده شد، پایتخت آن، چانگآن، از جهانوطنترین شهرهای جهان شد. جامعههای ایرانی و سغدی آتشکدههای زرتشتی داشتند؛ کلیسای مشرق که مبلغش آلوپن در ۶۳۵ میلادی به چین رسید، نخست در آنجا «دین پارسی» خوانده میشد؛ و آیین مانی در ۶۹۴ میلادی به دربار راه یافت. سنگگوری دوزبانه به پهلوی و چینی از شیآن، به تاریخ ۸۷۴ میلادی، یاد بانویی ایرانی به نام ماشی، همسر سو لیانگ، را گرامی میدارد و نشان میدهد که خاندانهای ایرانی نسلها زبان و آیین خود را در چین نگه داشتند.
پیروز سوم در چانگآن: آخرین دربار ساسانی در تبعید
با پیشروی سپاهیان عرب، یزدگرد سوم در ۶۳۸ میلادی فرستادگانی به دربار تایزونگ، امپراتور تانگ، فرستاد و یاری خواست؛ تایزونگ دوری راه را بهانه کرد و نپذیرفت. پس از مرگ یزدگرد در ۶۵۱ میلادی، پسرش پیروز سوم به تخارستان، در شمال افغانستان امروز، پناه برد و بار دیگر از چین یاری خواست. در ۶۶۱ میلادی، دربار تانگ «فرمانداری پارس» را در سیستان بنیاد نهاد و پیروز را فرماندار آن کرد؛ منصبی که بیشتر نمادین بود، زیرا تانگ توان آن را نداشت که قدرت خود را تا آنجا بگستراند.
پیروز در آغاز دهه ۶۷۰ میلادی به چانگآن رسید و عنوان «سردار نگهبانان رزمنده دست راست» را دریافت کرد. در ۶۷۷ میلادی اجازه خواست تا «پرستشگاهی پارسی» در شهر بسازد؛ اینکه این پرستشگاه زرتشتی بود یا مسیحی هنوز محل بحث است. او در حدود ۶۷۹ میلادی درگذشت. پسرش نرسی با همراهی سپاهی از تانگ برای بازپسگیری ایران به راه افتاد، اما این لشکرکشی در آسیای میانه متوقف شد؛ او نزدیک به بیست سال در تخارستان ماند و در حدود ۷۰۷ میلادی به چانگآن بازگشت و همانجا درگذشت. در میان تندیسهای سنگی بزرگان بیگانه در چیانلینگ، آرامگاه امپراتور گائوزونگ، یکی در منابع بعدی به عنوان تندیس «پیروز، شاه پارس» ثبت شده است.
ایران ایلخانی و چین یوان: یک خاندان، دو دربار
پس از فتوحات اسلامی، بازرگانی از راه خشکی و بیش از پیش از راه دریا ادامه یافت و بازرگانان پارسیزبان در بندرهای جنوب چین، مانند گوانگجو، فعال بودند. اما فشردهترین داد و ستد پس از فتوحات مغول رخ داد. هولاکو، بنیانگذار فرمانروایی ایلخانان در ایران در ۱۲۵۶ میلادی، و قوبیلای، بنیانگذار دودمان یوان در چین در ۱۲۷۱ میلادی، برادر بودند و ایلخانان مدتها خان بزرگ در چین را فرمانروای برتر خود میشناختند. فرستادگان، کارگزاران و متخصصان میان این دو دربار در رفت و آمد بودند.
پولاد، کارگزار دربار یوان که در ۱۲۸۵ میلادی به ایران آمد و تا پایان عمر ماند، از منابع اصلی رشیدالدین فضلالله، وزیر ایلخانان، شد که «جامعالتواریخ» او تاریخ چین را نیز در بر دارد. حلقه رشیدالدین آثار پزشکی چینی را نیز به فارسی برگرداند. دانشمندی چینی در رصدخانه خواجه نصیرالدین طوسی در مراغه کار میکرد و جمالالدین، اخترشناس ایرانی، در ۱۲۶۷ میلادی ابزارهای نجومی و تقویمی تازه به دربار قوبیلای برد. هر وامگیریای کامیاب نبود: کوشش برای رواج اسکناس به شیوه چینی در تبریز در ۱۲۹۴ میلادی در چند هفته شکست خورد. در هنر، نیلوفر، اژدها و ققنوس چینی به کاشیها و نگارگری ایلخانی راه یافت و کبالت ایرانی در پیدایش نخستین ظروف چینی آبی و سفید نقش داشت.
میراث: آنچه این پیوند دیرپا بر جا گذاشت
این رابطه هرگز برابر یا پیوسته نبود. هنگامی که دولتهایی نیرومند راهها را در دست داشتند، مانند هان و اشکانیان، تانگ و ساسانیان، و یوان و ایلخانان، رونق میگرفت و با از هم پاشیدن آنها رو به افول مینهاد. برخی ادعاهای رایج نیازمند احتیاطاند: منابع چینی بهطور سنتی آوردن انگور و یونجه از غرب را به جانگ چیان نسبت میدهند، اما این انتسابها بعدها پدید آمدهاند، و ریشه ایرانی برخی واژههای چینی نیز همچنان محل بحث است. آنچه قطعی است گستره جابهجایی انسانهاست، از بازرگانان و راهبان تا شاهزادهای ساسانی که روزگارش را در جامه سرداری در دربار تانگ به پایان برد. برای آشنایی بیشتر با جایگاه ایران در این شبکهها، داستان «راههای ایران: تجارت و تبادل» را در همین سایت بخوانید.
پرسشهای رایج
رابطه ایران و چین در دوران باستان چگونه بود؟
ایران و چین نزدیک به دو هزار سال از راه بازرگانی و دیپلماسی در جاده ابریشم به هم پیوسته بودند. اشکانیان و هان از پایان سده دوم پیش از میلاد سفیر مبادله کردند، ساسانیان به دربارهای چین سفارت فرستادند، بازرگانان سغدی دو جهان را به هم پیوند دادند، و ایلخانان و دودمان یوان دانشمندان، پزشکان و اندیشههای هنری را با هم داد و ستد کردند.
آیا آخرین شاهزاده ساسانی به چین گریخت؟
آری. پیروز سوم، پسر یزدگرد سوم، پس از فتح ایران به دست عربها از تانگ یاری خواست. دربار تانگ او را فرماندار «فرمانداری پارس» کرد که بیشتر نمادین بود، و او از آغاز دهه ۶۷۰ میلادی تا مرگش در حدود ۶۷۹ میلادی در چانگآن زیست. پسرش نرسی نیز در چین درگذشت.
سغدیان چه کسانی بودند؟
سغدیان مردمی ایرانیزبان از سرزمین سمرقند و بخارا بودند. از حدود سده چهارم تا هشتم میلادی، بخش بزرگی از بازرگانی خشکی میان ایران و چین را در دست داشتند، در شهرهای چین ساکن شدند و در گسترش اندیشههای زرتشتی، مانوی، بودایی و مسیحی نقش داشتند.
آیا اشکانیان مانع تماس روم و چین شدند؟
شاید، اما شواهد غیرمستقیم است. منابع چینی میگویند دریانوردان اشکانی در ۹۷ میلادی گان یینگ، فرستاده هان، را از گذر به سوی جهان روم بازداشتند، و مورخان بعدی این را تلاش اشکانیان برای حفظ جایگاه میانجی خود در بازرگانی ابریشم دانستهاند. این انگیزه استنباطی معقول است، نه سیاستی مستند.
رویدادهای کلیدی روی نقشه
- ۱۲۰ پیش از میلاد · کنترل جاده ابریشم توسط اشکانیان
- ۶۷ میلادی · بودیسم وارد چین میشود
- ۴۰۰ میلادی · بازرگانان سغدی: سروران جاده ابریشم
- ۴۰۰ میلادی · هنر ابریشم و پارچهبافی ساسانی
- ۶۱۸ میلادی · سلسله تانگ — عصر طلایی چین
- ۱۲۵۶ میلادی · تأسیس سلسله ایلخانی
- ۱۲۷۱ میلادی · قوبیلای خان سلسله یوان را بنیان نهاد
- ۱۳۰۷ میلادی · جامعالتواریخ رشیدالدین
روایتهای راهنما
- Chinese-Iranian Relations i. In Pre-Islamic Times — Encyclopaedia Iranica
- Chinese-Iranian Relations xv. The Last Sasanians in China — Encyclopaedia Iranica
- Chinese-Iranian Relations ii. Islamic Period to the Mongols — Encyclopaedia Iranica
- Chinese-Iranian Relations iii. In the Mongol Period — Encyclopaedia Iranica
- Sogdian Trade — Encyclopaedia Iranica