شاهنشاهی هخامنشی و امپراتوری روم: مقایسهای از نزدیک
مقایسه شاهنشاهی هخامنشی و امپراتوری روم: وسعت، جمعیت، شیوه حکومت، راهها، سیاست دینی، دوام و میراث، با برآوردهای واقعبینانه.
باز کردن نقشه تعاملی
شاهنشاهی هخامنشی و امپراتوری روم: مقایسهای نابرابر
مقایسه شاهنشاهی هخامنشی با امپراتوری روم، مقایسه دو دولتی است که هرگز با هم روبهرو نشدند. دودمان هخامنشی از حدود ۵۵۰ پیش از میلاد، هنگامی که کوروش دوم پادشاهی ماد را از آن خود کرد، تا فتح اسکندر در ۳۳۰ پیش از میلاد فرمان راند. در روزگاری که داریوش یکم ساتراپیهایش را سامان میداد، روم شهری کوچک بود که بنا بر سنت خود رومیان، تازه در ۵۰۹ پیش از میلاد پادشاهانش را رانده بود. امپراتوری روم به معنای رایج آن با آگوستوس در ۲۷ پیش از میلاد آغاز شد؛ سه سده پس از مرگ آخرین شاه هخامنشی.
شواهد نیز همسنگ نیستند. روم ادبیاتی گسترده به لاتینی و یونانی بر جا گذاشت. از هخامنشیان سنگنبشتههای شاهی چون بیستون، گلنبشتههای دیوانی تخت جمشید، اسناد بابلی و مصری و بناهای یادمانی مانده است، اما بخش بزرگی از روایت تاریخی از نویسندگان یونانی چون هرودوت میآید که از بیرون و گاه از جایگاه دشمن مینوشتند. از این رو بسیاری از ارقامی که در ادامه میآید برآوردهایی با دامنه خطای گسترده است و باید آنها را بازه دانست، نه واقعیت قطعی.
وسعت: کدام شاهنشاهی بزرگتر بود؟
شاهنشاهی هخامنشی: در اوج خود، در حدود ۵۰۰ پیش از میلاد و در روزگار داریوش یکم، از دریای اژه و مصر تا دره سند و از قفقاز و آسیای میانه تا خلیج فارس گسترده بود. راین تاگپرا، دانشمند علوم سیاسی که برآوردهایش هنوز بسیار نقل میشود، وسعت آن را در اوج حدود ۵٫۵ میلیون کیلومتر مربع میداند؛ برآوردهای دیگر اندکی کمترند، زیرا ترسیم مرزهای لیبی، آسیای میانه و هند دشوار است.
امپراتوری روم: در بیشترین گستره خود در روزگار تراژان، در ۱۱۷ میلادی، از شمال بریتانیا تا دریای سرخ و برای مدتی کوتاه تا خلیج فارس میرسید. برآوردها معمولاً میان ۴٫۴ تا ۵ میلیون کیلومتر مربع است، بسته به اینکه استانهای کوتاهعمر میانرودان را به حساب آوریم یا نه.
داوری: شاهنشاهی هخامنشی از نظر وسعت خشکی احتمالاً بزرگتر بود و نخستین شاهنشاهیای بود که از مرز حدود ۵ میلیون کیلومتر مربع گذشت. با این همه، قلمرو روم گرداگرد دریای مدیترانه شکل گرفته بود؛ دریایی درونی که جابهجایی را بسیار ارزانتر از بیابانها و کوهستانهایی میکرد که بسیاری از ساتراپیهای هخامنشی را از هم جدا میکرد.
جمعیت: برآوردهایی با دامنه خطای گسترده
شاهنشاهی هخامنشی: هیچ سرشماریای از آن روزگار نمانده است، پس همه ارقام بازسازیهایی بر پایه دادههای دورههای بعد و فرضهایی درباره توان کشاورزیاند. برآوردهای امروزی معمولاً میان حدود ۱۷ تا ۳۵ میلیون نفر است و بابل، مصر و غرب آناتولی از پرجمعیتترین سرزمینها بودند. این ادعای رایج در فضای مجازی که ۴۴ درصد مردم جهان در قلمرو هخامنشی میزیستند، بر یک برآورد بالا و حدسی پایین از جمعیت جهان استوار است و باید با احتیاط به آن نگریست.
امپراتوری روم: در اینجا دادههای بیشتری در دست است، از جمله آمار سرشماری شهروندان رومی و اسناد مفصل مصر. بیشتر مورخان جمعیت امپراتوری را در اوج آن در سده دوم میلادی، پیش از طاعون آنتونینی در دهه ۱۶۰، میان حدود ۵۰ تا ۷۵ میلیون نفر میدانند؛ برآوردی که بیش از همه نقل میشود حدود ۶۰ میلیون است.
داوری: روم به احتمال زیاد بر مردمانی بیشتر، شاید دو برابر، فرمان میراند؛ در قلمرویی کوچکتر اما پرجمعیتتر. این تفاوت بیش از هر چیز بازتاب چهار سده رشد کشاورزی و شهری در غرب اوراسیاست، نه لزوماً برتری یکی از این دو دولت.
حکومت: ساتراپها و فرمانداران ایالتی
شاهنشاهی هخامنشی: شاهنشاه از راه ساتراپها، یعنی فرمانروایان ایالتها که معمولاً از بزرگان پارسی بودند، فرمان میراند. سنگنبشته بیستون داریوش یکم از ۲۳ سرزمین فرمانبردار نام میبرد، اما هرودوت از ۲۰ حوزه مالیاتی سخن میگوید؛ این فهرستها با هم نمیخوانند و شمار ساتراپیها در گذر زمان دگرگون میشد. فرماندهان نظامی و دبیران شاهی میتوانستند جداگانه به شاه گزارش دهند و این خود مهاری بر قدرت ساتراپها بود. زبان آرامی زبان مشترک دیوانی بود و نخبگان، قوانین، پرستشگاهها و زبانهای محلی، از کاهنان مصری تا دبیران بابلی، تا اندازه زیادی بر جای خود ماندند. گلنبشتههای تخت جمشید دیوانسالاری دقیقی را در زمینه جیره، کار و سفر نشان میدهند.
امپراتوری روم: امپراتور در پس ظاهری جمهوریخواهانه فرمان میراند و سنا همچنان اعتبار داشت. ایالتها را سناتورها یا گماشتگان امپراتور اداره میکردند و مصر را فرمانداری از طبقه سواران. شهرها بیشتر امور خود را خود میگرداندند و قانون روم چارچوبی حقوقی و مشترک فراهم میکرد. شهروندی به تدریج گسترش یافت تا آنکه فرمان آنتونینی در ۲۱۲ میلادی آن را به تقریباً همه ساکنان آزاد امپراتوری بخشید؛ کاری که هخامنشیان هرگز در پی آن نبودند.
داوری: هر دو به نخبگان محلی تکیه داشتند، اما هخامنشیان فرمانروایان برتر مردمانی گوناگون بودند که هویت جداگانه خود را نگه میداشتند، حال آنکه روم آرامآرام رعایای خود را رومی کرد.
راهها و ارتباطات: جاده شاهی و شاهراههای روم
شاهنشاهی هخامنشی: نامدارترین راه، جاده شاهی از سارد تا شوش بود به درازای حدود ۲۵۰۰ کیلومتر؛ هرودوت ۱۱۱ منزلگاه در آن برشمرده و پیمودنش را پیاده ۹۰ روز دانسته است. پیکهای شاهی که در هر منزلگاه اسب و سوار را عوض میکردند، پیامها را بسیار تندتر، به برآورد پژوهشگران امروزی شاید در حدود یک هفته، میرساندند. توصیف ستایشآمیز هرودوت از این سواران، که نه برف و نه باران از رفتن بازشان نمیداشت، بعدها الهامبخش شعار غیررسمی اداره پست ایالات متحده شد. گلنبشتههای تخت جمشید از مسافرانی یاد میکنند که با مجوزهای مهرشده در راههایی تا هند و مصر و سارد جیره دریافت میکردند. بیشتر این راهها مسیرهای هموارشده بودند، نه شاهراههای سنگفرش.
امپراتوری روم: روم شبکهای بسیار ماندگارتر ساخت؛ حدود ۸۰ هزار کیلومتر راه اصلی مهندسیشده و راههای فرعی بسیار، با سنگهای میلشمار و پلها. آگوستوس «کورسوس پوبلیکوس» را پدید آورد، سازمانی دولتی برای حملونقل و پیکرسانی که یادآور نظام ایرانی بود. مهمتر از همه، روم دریای مدیترانه را داشت که کشتیرانی در آن غله، کالا و سپاه را ارزان جابهجا میکرد.
داوری: هخامنشیان پیشگام پیکرسانی زنجیرهای در مقیاس یک شاهنشاهی بودند و رومیان راهسازی مهندسیشده را به کمال رساندند.
دین: پرهیزگاری شاهانه و خدایان محلی
شاهنشاهی هخامنشی: از داریوش یکم به بعد، سنگنبشتههای شاهی فرمانروایی شاه را از لطف اهورامزدا میدانند، هرچند اینکه شاهان تا چه اندازه پیرو آموزههای زرتشت بودند محل بحث است. سیاست آنان در برابر آیینهای دیگر در مجموع عملگرایانه بود. استوانه کوروش او را بازگرداننده پرستش مردوک در بابل و بازگرداننده خدایان و مردمان جابهجاشده نشان میدهد و کتاب مقدس عبری اجازه بازگشت تبعیدیان به اورشلیم را به او نسبت میدهد؛ گلنبشتههای تخت جمشید نیز نشان میدهند که دولت هزینه پیشکشها به خدایان ایلامی و بابلی را میپرداخت. با این همه، این مدارا به معنای امروزی نبود. خشایارشا در «سنگنبشته دیوها» به ویران کردن پرستشگاه دیوها میبالد، شورشها سرکوب میشد، و خواندن استوانه کوروش به عنوان نخستین منشور حقوق بشر تفسیری امروزی است.
امپراتوری روم: روم خدایان بیگانه، از ایزیس تا میترا، را به آسانی میپذیرفت و از مردم وفاداری به خدایان دولت و آیین پرستش امپراتور را چشم داشت. یهودیان از برخی معافیتها برخوردار بودند، اما معبد اورشلیم در ۷۰ میلادی پس از شورشی ویران شد، و مسیحیان تا فرمان مدارای کنستانتین در ۳۱۳ میلادی گاهبهگاه آزار میدیدند. در ۳۸۰ میلادی، تئودوسیوس یکم مسیحیت نیقیهای را دین رسمی کرد و چندی بعد قربانی برای خدایان کهن ممنوع شد.
داوری: هخامنشیان هرگز دینی یگانه را بر همه تحمیل نکردند؛ روم سرانجام درست همین کار را کرد.
دوام و میراث
دوام به تعریف ما بستگی دارد. شاهنشاهی هخامنشی حدود ۲۲۰ سال پایید. امپراتوری روم در غرب حدود ۵۰۰ سال، از ۲۷ پیش از میلاد تا ۴۷۶ میلادی، دوام آورد و نیمه شرقی آن با نام بیزانس تا ۱۴۵۳ میلادی برجا ماند؛ اگر دوره جمهوری را نیز بشماریم، پنج سده دیگر افزوده میشود. اما سنت شاهنشاهی ایرانی نیز ادامه یافت: اشکانیان و ساسانیان پس از دوره میانی سلوکی نزدیک به نه سده فرمان راندند و ساسانیان با جانشینان روم همآوردانه جنگیدند.
میراث هخامنشیان اغلب کمتر از آنچه باید دیده میشود. اسکندر و سلوکیان با نهادهای ایرانی حکومت کردند؛ خط آرامی که دیوان هخامنشی آن را گسترش داد، مادر بسیاری از خطهای بعدی، از جمله خط پهلوی و سغدی، شد؛ آبیاری با کاریز، باغ محصور پردیس و الگوی فرمانروایی بر اقوام گوناگون، از خود دودمان دیرپاتر ماندند. میراث روم در اروپا و قاره آمریکا آشکارتر است: در قانون روم، زبان لاتینی و زبانهای رومیتبار، نهادهای کلیسای مسیحی و عنوانهای شاهانهای چون قیصر و تزار.
داوری: روم دیرتر پایید و نشانی ژرفتر بر جهان غرب گذاشت؛ هخامنشیان بخش بزرگی از ابزارهای فرمانروایی شاهنشاهی را پدید آوردند که دیگران، از جمله روم، بعدها به کار بستند.
پرسشهای رایج
آیا شاهنشاهی هخامنشی از امپراتوری روم بزرگتر بود؟
از نظر وسعت خشکی، احتمالاً آری. برآوردهای رایج وسعت شاهنشاهی هخامنشی را در اوج آن، در حدود ۵۰۰ پیش از میلاد، نزدیک به ۵٫۵ میلیون کیلومتر مربع میدانند، در برابر حدود ۴٫۴ تا ۵ میلیون کیلومتر مربع برای روم در روزگار تراژان در ۱۱۷ میلادی. اما جمعیت روم احتمالاً بیشتر بود.
جمعیت شاهنشاهی هخامنشی چقدر بود؟
هیچ سرشماریای از آن دوران نمانده و همه ارقام برآوردیاند. بیشتر برآوردها میان حدود ۱۷ تا ۳۵ میلیون نفر است. این ادعا که ۴۴ درصد مردم جهان در قلمرو هخامنشی میزیستند بر ارقامی نامطمئن تکیه دارد و نباید آن را واقعیتی ثابتشده دانست.
آیا شاهنشاهی هخامنشی و امپراتوری روم با هم جنگیدند؟
هخامنشیان و روم هرگز با هم نجنگیدند؛ شاهنشاهی هخامنشی در ۳۳۰ پیش از میلاد فرو پاشید، بسیار پیش از آنکه روم به شرق برسد. اما شاهنشاهیهای ایرانی بعدی، یعنی اشکانیان و ساسانیان، حدود هفت سده با روم و بیزانس جنگیدند.
کدام بیشتر دوام آورد، شاهنشاهی ایران یا امپراتوری روم؟
امپراتوری روم از دودمان هخامنشی بهتنهایی دیرپاتر بود: حدود ۵۰۰ سال در غرب و تا ۱۴۵۳ میلادی در شرق، در برابر حدود ۲۲۰ سال. اما اگر تاریخ شاهنشاهی ایران را یکجا ببینیم، از هخامنشیان تا اشکانیان و ساسانیان، این مقایسه بسیار نزدیکتر میشود.
رویدادهای کلیدی روی نقشه
- ۵۵۰ پیش از میلاد · تأسیس شاهنشاهی هخامنشی
- ۵۳۸ پیش از میلاد · آزادی یهودیان از اسارت بابلی توسط کوروش
- ۵۲۰ پیش از میلاد · استقرار نظام ساتراپی
- ۵۱۵ پیش از میلاد · ساخت جاده شاهی
- ۵۰۹ پیش از میلاد · تأسیس جمهوری روم
- ۲۷ پیش از میلاد · آگوستوس نخستین امپراتور روم
- ۱۱۷ میلادی · بزرگترین وسعت امپراتوری روم در دوران تراژان
- ۳۸۰ میلادی · مسیحیت دین رسمی روم شد
روایتهای راهنما
- Achaemenid Dynasty — Encyclopaedia Iranica
- Achaemenid Satrapies — Encyclopaedia Iranica
- Size and Duration of Empires: Systematics of Size (Rein Taagepera, Social Science Research, 1978) — Internet Archive
- Royal Road — Livius.org
- Achaemenid Royal Inscriptions — Livius.org
- Roman Empire — World History Encyclopedia