CivStory

نادرشاه افشار: لشکرکشی به دهلی و تخت طاووس

نادرشاه افشار که بود؟ از برخاستن در آشوب پایان صفویه تا پیروزی در نبرد کرنال، فتح دهلی در ۱۷۳۹ و بردن تخت طاووس و کوه نور به ایران.

باز کردن نقشه تعاملی

نادرشاه که بود؟

نادرشاه (پادشاهی ۱۷۳۶ تا ۱۷۴۷ میلادی) بنیان‌گذار دودمان افشاریه و شاید سهمگین‌ترین فرمانده نظامی آسیا در سده هجدهم بود. او که در روزگار فروپاشی دولت صفوی از گمنامی برخاست، اشغالگران افغان را از ایران بیرون راند، سرزمین‌های ازدست‌رفته به عثمانی و روسیه را بازپس گرفت، تاج شاهی بر سر نهاد و در ۱۷۳۹ به دهلی لشکر کشید؛ امپراتور گورکانی را شکست داد و تخت طاووس را به ایران آورد. یاد او هم با پیروزی‌های خیره‌کننده گره خورده است و هم با مالیات‌های کمرشکن و سخت‌گیری‌هایی که سرانجام بخش بزرگی از مردم و سرداران خودش را در برابرش قرار داد.

نادر حدود سال ۱۶۸۸ میلادی (تاریخ دقیق تولدش محل بحث است) در تیره قِرخلوی ایل ترک‌زبان افشار در شمال خراسان به دنیا آمد. وقایع‌نگار رسمی او، میرزا مهدی‌خان استرآبادی، نویسندگان بعدی و سیاحان اروپایی هر یک در ساختن چهره او سهم داشتند. داستان برآمدن از چوپانی به پادشاهی تا اندازه‌ای از قالب‌های ادبی رایج مایه می‌گیرد، اما روشن است که نادر جایگاه خود را با سپاهی‌گری و سرکردگی محلی به دست آورد، نه با میراث خاندانی.

از هجوم افغان‌ها تا تاج شاهی (۱۷۲۲ تا ۱۷۳۶)

در ۱۷۲۲ سپاه افغان‌های غلجایی به سرکردگی محمود هوتکی پس از محاصره‌ای طولانی اصفهان را گشود و فرمانروایی واقعی صفویان پایان یافت. پس از آن، عثمانی و روسیه پتر کبیر ولایات غربی و کرانه‌های دریای خزر را تصرف کردند. شاهزاده‌ای بازمانده از صفویان، طهماسب دوم، در شمال کشور هوادارانی گرد آورد و نادر در ۱۷۲۶ به خدمت او درآمد و لقب «طهماسب‌قلی‌خان» یعنی بنده طهماسب را برگزید.

نادر ارتش را بر پایه پیادگان منظم تفنگ‌دار، سواره‌نظام چابک و توپخانه از نو سازمان داد. در ۱۷۲۹ اشرف افغان را در مهماندوست و مورچه‌خورت شکست داد و افغان‌ها را از اصفهان بیرون راند. سپس به جنگ عثمانی رفت و هم‌زمان با دیپلماسی، روسیه را واداشت تا با پیمان‌های رشت (۱۷۳۲) و گنجه (۱۷۳۵) ولایات کرانه خزر را به ایران بازگرداند.

با این پیروزی‌ها، شاه صفوی دیگر چندان به کار نادر نمی‌آمد. نادر در ۱۷۳۲ طهماسب دوم را خلع کرد و پسر شیرخوارش را با نام عباس سوم بر تخت نشاند. در آغاز ۱۷۳۶ بزرگان کشور را در دشت مغان گرد آورد و در همان‌جا به پادشاهی برگزیده شد. شرط او پذیرش یک سازش مذهبی بود: کنار گذاشتن سبّ خلفای نخستین و پذیرفتن تشیع دوازده‌امامی به‌عنوان «مذهب جعفری»، پنجمین مذهب فقهی در کنار چهار مذهب اهل سنت. این سیاست تا اندازه‌ای برای آشتی با عثمانی و جلب وفاداری سپاهیان سنی‌مذهب او بود، اما دربار استانبول هرگز آن را نپذیرفت.

لشکرکشی به دهلی در ۱۷۳۹ و نبرد کرنال

نادر پس از گشودن قندهار، آخرین دژ هوتکیان، در مارس ۱۷۳۸، دربار گورکانی را متهم کرد که به فراریان افغان پناه داده و فرستادگانش را نادیده گرفته است. تاریخ‌نگاران درباره این‌که این گلایه واقعی بود یا بهانه، هم‌رأی نیستند؛ بیشترشان ثروت دهلی را، که برای پرداخت مواجب سپاه عظیم نادر لازم بود، انگیزه‌ای اصلی می‌دانند. او در ۱۷۳۸ غزنین و کابل را گرفت، از گذرگاه‌های خیبر گذشت و از راه لاهور به سوی دهلی پیش رفت.

در ۲۴ فوریه ۱۷۳۹ سپاه نادر در کرنال، در شمال دهلی، با لشکر بسیار پرشمارتر محمدشاه گورکانی روبه‌رو شد. آمار سپاهیان در منابع آن روزگار بسیار متفاوت است و باید با احتیاط به آن نگریست، اما تفنگچیان منظم نادر و زنبورک‌ها، یعنی توپ‌های سبکی که بر پشت شتر سوار می‌شد، در چند ساعت سپاه گورکانی را درهم شکستند. محمدشاه تسلیم شد و دو پادشاه در ماه مارس با هم وارد دهلی شدند.

در ۲۲ مارس شایعه کشته شدن نادر در شهر پیچید و گروهی به سربازان ایرانی حمله کردند. نادر فرمان تلافی داد و در کشتار عامی که در پی آمد، هزاران تن از مردم شهر در یک روز جان باختند. برآوردهای هم‌روزگار از حدود ۲۰ هزار تا ۳۰ هزار نفر یا بیشتر است و شمار واقعی روشن نیست. نویسندگان هندی مانند آنند رام مخلص هول آن روز را ثبت کرده‌اند و این کشتار هنوز بر یاد نادر در شبه‌قاره سایه افکنده است.

نادر قصد فرمانروایی بر هند را نداشت. محمدشاه را دوباره بر تخت نشاند، سرزمین‌های غرب رود سند را به قلمرو خود افزود و در ماه مه ۱۷۳۹ با گنجینه‌ای بی‌مانند دهلی را ترک کرد. ارزش‌گذاری‌های آن روزگار تقریبی و احتمالاً اغراق‌آمیز است، اما غنائم آن‌قدر بود که نادر مالیات ایران را تا سه سال بخشید.

تخت طاووس چه شد؟

پرآوازه‌ترین غنیمت، تخت طاووس بود؛ تختی جواهرنشان که برای شاه‌جهان، امپراتور گورکانی، ساخته شد و ساختش در دهه ۱۶۳۰ به پایان رسید. این تخت همراه با گوهرهای نامداری چون الماس کوه نور و دریای نور به ایران برده شد.

تخت طاووس اصلی امروز بر جای نیست. به گمان بیشتر پژوهشگران، در آشوب پس از کشته شدن نادر در ۱۷۴۷ از هم پاشیده یا به یغما رفته است. تختی که بعدها در تهران «تخت طاووس» خوانده شد، چیز دیگری است: تخت خورشید که برای فتحعلی‌شاه قاجار ساخته شد و به مرور نام تخت گورکانی را در زبان مردم به خود گرفت. الماس کوه نور به احمدشاه درانی، سپس به رنجیت سینگ، فرمانروای سیک‌ها، و در ۱۸۴۹ به بریتانیا رسید؛ اما دریای نور هنوز در خزانه جواهرات ملی ایران نگهداری می‌شود.

لشکرکشی‌های واپسین، افول و کشته شدن

نادر پس از هند، در ۱۷۴۰ به آسیای میانه لشکر کشید و بخارا و خیوه را به اطاعت واداشت. جنگ درازمدت او در داغستان از ۱۷۴۱ در برابر مردمان کوهستان به بن‌بست رسید. از ۱۷۴۳ بار دیگر با عثمانی جنگید و در ۱۷۴۵ نزدیک قارص سپاه عثمانی را شکست داد؛ پیمان کردان در ۱۷۴۶ کمابیش همان مرزهای پیشین را تأیید کرد، بی‌آن‌که عثمانی طرح مذهبی او را بپذیرد. نادر، برخلاف بیشتر فرمانروایان ایران، در خلیج فارس و دریای خزر نیز ناوگان ساخت.

پس از سوءقصدی در ۱۷۴۱، نادر به پسر بزرگش رضاقلی میرزا بدگمان شد و او را کور کرد. وقایع‌نگاران و ناظران خارجی از بدگمانی فزاینده، مجازات‌های خشن و مالیات‌های ویرانگر در سال‌های پایانی او سخن می‌گویند و در گوشه و کنار ایران شورش‌ها برخاست. سرانجام در ژوئن ۱۷۴۷، در فتح‌آباد نزدیک قوچان در خراسان، گروهی از سرداران خودش، از جمله فرماندهان افشار و قاجار، او را در خیمه‌اش کشتند.

میراث نادر: ناجی، جهانگشا یا ویرانگر؟

قلمرو نادر پس از او دوام نیاورد. خویشاوندانش بر سر خراسان به جان هم افتادند؛ احمدشاه درانی، یکی از سرداران او، دولتی افغان بنیاد نهاد که قندهار و الماس کوه نور را در اختیار گرفت؛ و غرب ایران سرانجام به دست کریم‌خان زند افتاد. با این همه، نادر پس از چیرگی افغان‌ها استقلال ایران را بازگرداند و جلوی پیشروی عثمانی و روسیه را گرفت.

داوری‌ها درباره او همچنان دوگانه است. نویسندگان اروپایی سده نوزدهم او را «ناپلئون ایران» خواندند؛ لقبی که بیش از آن‌که چیزی درباره نادر بگوید، چارچوب ذهنی اروپاییان را نشان می‌دهد. تاریخ‌نگاری ملی‌گرای ایرانی اغلب او را ناجی میهن می‌ستاید، حال آن‌که بسیاری از روایت‌های هندی او را بیش از همه با کشتار دهلی به یاد می‌آورند. مورخان امروزی مانند مایکل اکسورثی هم بر نوآوری‌های نظامی او تأکید می‌کنند و هم بر بهای انسانی جنگ‌هایش. غارت دهلی افول قدرت مرکزی گورکانیان را شتاب داد، اما به‌تنهایی سبب آن نبود؛ افولی که بعدها میدان را برای فرمانروایان محلی و کمپانی هند شرقی بریتانیا گشود.

پرسش‌های رایج

چرا نادرشاه به هند حمله کرد؟

نادر به‌طور رسمی دربار گورکانی را به پناه دادن به فراریان افغان و بدرفتاری با فرستادگانش متهم کرد. بیشتر تاریخ‌نگاران بر این باورند که انگیزه اصلی، ثروت دهلی برای تأمین مواجب و آذوقه سپاه بزرگ او بود و ضعف گورکانیان نیز این لشکرکشی را وسوسه‌انگیز می‌کرد.

نادرشاه از دهلی چه چیزهایی برد؟

او خزانه گورکانیان را با خود برد؛ از جمله تخت طاووس شاه‌جهان، الماس‌های کوه نور و دریای نور، جواهرات، سکه و اشیای گران‌بهای دیگر. برآوردهای آن روزگار از ارزش کل غنائم متفاوت و احتمالاً اغراق‌آمیز است، اما همین گنجینه به نادر امکان داد مالیات ایران را سه سال ببخشد.

تخت طاووس اکنون کجاست؟

تخت طاووس اصلی گورکانی از میان رفته است و احتمالاً پس از کشته شدن نادر در ۱۷۴۷ از هم پاشیده شده است. تختی که در تهران به نام تخت طاووس شناخته می‌شود، در واقع تخت خورشید دوره قاجار و شیئی جداگانه است.

نادرشاه چگونه کشته شد؟

او در ژوئن ۱۷۴۷ در فتح‌آباد نزدیک قوچان، به دست گروهی از سرداران خودش کشته شد؛ سردارانی که از بدگمانی و خشونت روزافزون او بیمناک بودند. قلمرو او پس از مرگش به‌سرعت از هم پاشید.

رویدادهای کلیدی روی نقشه

منابع: